در حال بارگذاری

داستان های چرم که ارزش گفتن دارد!

ارزش هر کالا را می توان بر اساس تابعی از کارکرد مصرفی، یکتایی یا دلپذیری آن تعریف کرد. کارکرد را آمیزه ای از خواص مواد خام و طراحی مهندسی تعیین می کند. برداشت ها، ذهنی و خطاپذیر هستند و از اطلاعات قابل اطمینان و تجربه شخصی شکل می گیرند. چرم به داشتن کارکرد با دوام مشهور است و ماده خامی شیک، قلمداد می شود.

 

ساختار چرم

کارکرد منحصر به فرد چرم مستقیماً از ساختار فیزیکی آن سرچشمه می گیرد که تاروپود بسیار ظریفی دارد و به رخ آن حالت براق ملایم، خوش لمسی و زیبایی طبیعی می دهد. دباغان با دانشی که از چرم سازی دارند این ساختار را تثبیت می کنند و خواص فیزیکی وزیبا شناختی دیگری هم به آن می دهند. فرایند دباغی سبب می شود تا چرم در برابر حملات میکروبی مقاوم شود و در دماهای بالاتر پایدار بماند. دباغان به لطف انتخاب مواد خام مختلف و فرآوری مناسب می تواند ویژگی های لازم برای انواع کاربری های نهایی را خلق کند. مثلاً قابلیت دوام و مدیریت رطوبت سبب می شود چرم ماده خامی عالی برای کفش سازی باشد اما برخی مدعی هستند که مواد مصنوعی نوین هم به اندازه چرم خوب هستند که افسانه ای بیش نیست. مواد مصنوعی ممکن است برخی از خواص چرم را داشته باشند ولی فاقد کل آن خواص هستند. خواص فیزیکی چرم در کنار نمای ظاهری آن سبب می شود جایگاه خاصی داشته باشد. اما همچنان جزو اجزاء است نه کالای مصرفی کامل. مراحلی چند در زنجیره ارزش سبب می شود بین دباغ و مصرف کننده نهایی فاصله بیفتد و باید تفاهم بهتری بین صنعت چرم و مصرف کننده شکل بگیرد تا دانش دباغان بهتر به زنجیره تأمین و خرده فروشی ها انتقال یابد. دباغان از این ماده خام و خواص ذاتی آن شناخت دارند و می توانند بر اساس کالای نهایی و کاربری آن بیشترین قابلیت ها را در چرم تعبیه کنند.

 

هویت چرم

بسیاری از نام های تجاری معروف جهان چرم را ماده خام ممتازی می دانند و برای افزایش مطلوبیت محصولاتشان به کار می برند. صحبت چرم که به میان بیاید کاربر احساس ارزش می کند. اما تمام مصرف کنندگان لزوماً نمی توانند چرم را فوراً در محصول تشخیص دهند. بنابراین توضیح فروشنده می تواند کارساز باشد. چرم اکنون در بسیاری از محصولات گزینه اصلی است ولی با رقابت مواد مصنوعی مواجه است و بهبود چشمگیر آن ها در چند دهه گذشته سبب شده است تا در برخی کاربردها چرم را کنار بزنند. زیره های پلیمری ضد آب هستند اما ویژگی پوشاکی بهتری دارند. بسیاری از کفش های ورزشی را از مواد خام قوی تر و نازک تر می سازند که سبک تر هستند. مواد مصنوعی جدیدی هم ساخته اند ظاهر و کارکردشان شباهت فزاینده ای با چرم دارد اما ارزان تر هستند. برخی از خرده فروشان هم از سردرگمی ایجاد شده حول مواد چرمی استفاده می کنند و موادی را که اندکی چرم دارند اما چرم طبیعی نیستند به نام چرم به فروش بفروشند. گاهی عمداً این کار را برای سر درگم کردن یا فریفتن مصرف کننده انجام می دهند. به علاوه در برخی کشورها مقررات برچسب گذاری سخت گیرانه نیست و روی مواد شبیه چرم عمدتاً برچسب های غلط انداز می زنند. چنین کارهایی به هویت واقعی چرم در چشم بسیاری از مصرف کنندگان خدشه وارد می کند. متاسفانه برخی هم کیفیتی ضعیف یا روکش پلاستیکی دارند. برخی از روشهای بهسازی در صورتی که درست انجام گیرد ضروری و قابل قبول هستند اما ظاهر و ویژگی لمسی بسیاری از چرم های کم کیفیت و دارای مقدار زیادی مواد کامل سازی سبب می شود ظاهر و کارکرد نامطلوبی داشته باشند و در واقع بیش تر شبیه مواد مصنوعی ارزان باشند تا چرم. فروشندگان می توادنند در مورد تفاوت چرم با غیر چرم و مزایای چرم واقعی و مرغوب برای مصرف کننده توضیح دهند.

 

وجهه صنعتی

افزون بر نگرانی هایی که مورد هویت چرم وجود دارد افراد مؤثری در بخش بهپوشی و هواداران حقوق حیوانات با مصرف چرم مخالف هستند و می گویند دیگر نیازی به مصرف چرم نیست. مصرف زیاد منابع (آب، انرژی و مواد شیمیایی)، جنجال رد پای کربنی و نحوه دفع پسماند در برخی موارد نیز انتقاد برانگیز شده است و شفافیت در تأمین منابع و پایداری در تولید را زیر ذره بین برده اند.

این وضعیت مایه تأسف است زیرا چرم را می توان به طور پایدار و بدون آسیب زدن به محیط زیست تولید کرد. سر درگمی اذهان مصرف کنندگان در مورد محصول و صنعت چرم می تواند بر ارزش چرم اثر منفی بگذارد. شماری از رسانه ها نیز بی آنکه تحقیق چندانی انجام دهند در نهایت غرض ورزی با چاپ مقالات گمراه کننده در مورد عملکرد صنعت چرم آتش بیار معرکه هستند. البته خود صنعت چرم نیز چنان که باید در مورد بهکرد وجهه محصول خود شفافیت زنجیره تولید زحمتی نکشیده است. با توسل به تصاویری که از کشتارگاه ها و شرایط کار در آن جا ارائه می دهند ذهن مردم را مغشوش کرده اند در حالی که وضعیت استاندارد این گونه نیست. اگر در مورد دستاوردهای صنعت چرم در 28 سال اخیر اطلاع رسانی شود بسیاری شگفت زده خواهند شد. مصرف گوشت چارپایان جزو فرهنگ بسیاری از جهانیان است و تا زمانی که مصرف گوشت تداوم داشته باشد چرم به عنوان پایدارترین محصول جانبی صنعت گوشت همچنان تولید خواهد شد. بر اساس آن که کالا و طرح چگونه باشد. مثلاً 80 درصد کفش می تواند چرم باشد که به معنای محوریت داشتن آن در این محصول است و باید در تبلیغ از این نکته بهره گرفت. هدف بازاریابی تقویت ارزش است. در جهانی که بدیل ها و جانشین ها فراوان هستند متمایز سازی شفاف چرم نکته مهمی است که با برچسب گذاری مطلوب و نه استفاده برچسب خشک و خالی میسر است. باید با اتکا بر بازاریابی نمانام احساس یا تصویر ذهنی مثبتی ایجاد کرد و وفاداری مصرف کننده را به دست آورد. باید داستان منشاء مواد خام و چگونگی تأمین آن ها را برای مصرف کننده تعریف کرد. باید برایشان گفت که چرم فراوده ای طبیعی، منحصر به فرد و بادوام است که ویژگی های کارکردی مطلوب بسیاری دارد و از گیرایی های زیبا شناختی برخوردار است. باید گفت که چرم به روشی اخلاقی تهیه می شود و دباغی ها در قبال حفظ محیط زیست احساس مسئولیت می کنند، به کارگران و جامعه توجه دارند و زنجیره تأمین آن در قبال ردگیری و اصلاح است. پاپوش سازی صنعتی جهانی است که طی قرن ها حول یک محصول جانبی طبیعی و پایدار شکل گرفته است و اکنون آماج اطلاع رسانی غلط قرار گرفته است. اگر صنعت چرم آسیب ببیند صنعت پاپوش هم آسیب می بیند زیرا از هم جدا پذیر نیستند.
 

([[$parent.lstComments.length]]) نظر

[[item.name]]
[[item.created_at|pDate]]

[[answer.name]]
[[answer.created_at|pDate]]

ثبت نظر